پـــــــــ ـــــ ـرگــــــ ـــــــــــ ـــار
با پرگار چرخی به دور دنیا 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

اوایل جنگ روی ارتفاعات بابا یادگار در غرب بودیم. دوشمن مرتب بمب خوشه ای می ریخت. هر چی داشت گذاشته بود وسط وبین ما به صورت برادرانه تقسیم می کرد ،تا لابد دعوا یمان نشود!

بعضی اوقات که بمب ها زیر قولشان می زدند وعمل نمی کردند وبه لشکریان اسلام می پیوستند، نوار هایی در هوا معلقشان را به جدیدی ها نشان می دادیم و می گفتیم: نگا نگا ، خلبانشان داره میاد پایین خودشو تسلیم کنه .

طفلی ها آنهایی که ساده تر بودند ، دهانشان باز می ماند وتا نوارها کاملا به زمین بیفتد به آسمان خیره می شدند وچون معمولا باما فاصله ی زیادی داشتند دست آخر هم گمان نمی کنم که می فهمیدند که قضیه چی است؟

منبع :(شوخ طبی های جبهه)(صفحه ی 228)

[ ۱۳٩٠/٥/٢٠ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ MryM ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب
0 1 2



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
3 4 چاپ این صفحه 5 6 تماس با ما 7

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ஜ ㋡ ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ㋡ ஜ 1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12

كد موس



کد کج شدن تصاوير