پـــــــــ ـــــ ـرگــــــ ـــــــــــ ـــار
با پرگار چرخی به دور دنیا 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش

مرگ گفت: الان نوبت توئه که ببرمت  طرف یه کم آشفته شد و گفت: داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد

مرگ: نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه مرد
به ناچار گفت: حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیرمرگ قبول کرد

مرد رفت شربت بیاره توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت مرگ
وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست پس منتظر شد تا مرگ بیدار شه مرگ وقتی بیدار شد گفت: دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت. بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و
میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم

((هرچی خدا بخواد همون میشه))

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ MryM ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب
0 1 2



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
3 4 چاپ این صفحه 5 6 تماس با ما 7

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ஜ ㋡ ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ㋡ ஜ 1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12

كد موس



کد کج شدن تصاوير