پـــــــــ ـــــ ـرگــــــ ـــــــــــ ـــار
با پرگار چرخی به دور دنیا 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
داستان

 

یه پسر بچه کلاس اولی به معلمش میگه :

خانوم معلم من باید برم کلاس سوم

معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟

اونم میگه :

آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم.

توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه ، معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن :

خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه:


نه تا

دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه :

هفتادو دو تا

همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم

خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم،
میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟
مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :

پا

دوباره خانوم معلمه میپرسه:
پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم
مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده :

جیب

دوباره خانوم معلمه سوال میکنه:
اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا
تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده :

دست دادن

باز معلمه سوال میکنه :
بگو ببینم اون چیه که وقتی میره تو سفت و قرمزه اما وقتی میاد بیرون شل و چسبناک
مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه:

آدامس بادکنکی

دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه :

بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم!

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

Facebook

بنام لایک زنندهء مومنین و بلاک کنندهءظالمین ما بهمراه دوستمان عضو فیس بوک میباشیم . فیس بوک جای خوبی است اما بیشتر اعضایش باهم فامیل هستند و از نام خانوادگیشان میشود فهمید .مثل سبز یاایرانی یا پرشین یا پارسی .اکثراًهم شبیه هم هستند طوری که ما اوائل فکر میکردیم دوقلو باشند . ... وقتی وارد فیس بوک شدیم تازه فهمیدیم که اسم این اقدس چپول دختر همسایه مان پرمیس بوده و چقدر هم خوشگل بوده و ما نمیدانستیم . یک عالمه دوست پسر دارد که مدام برایش پنج برعکس میفرستند . تا کلاس دوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود اما یک شعرهایی میگذارد در والش که ما معنیش را نفهمیدیم . از دختر عمویمان پرسیدیم گفت:جز جگر گرفته کپی پیست میکند . دوست پسر منو هم غر زده سلیطهءایکبیری . فیس بوک دونفر عضو فعال دارد که مدام حرف میزنند .یکی اسمش کورش است و نام خانوادگیش بزرگ و دیگری هم باید پزشک باشد که به او علی آقای شریعتی میگویند . هرچقدر از خانه بیرون میرویم واز مردم فحشهای بد بد میشنویم در عوض در فیس بوک همش حرفهای گل و بلبل است و همه مهربانند . البته یکی دوتا از همسایه هایمان که فحش بدبد میدهند را در فیس بوک شناختیم و دیدیم در فیسبوک قربان صدقهءهمه میروند و از انسانتیت حرف میزنند ،اما نمیدانیم چرا تا خودمان رامعرفی کردیم بلاکمان کردند. فیس بوک جای عجیبی است .دیروز که به اتفاق پدرمان از کنار مسجد شهر رد میشدیم شنیدیم که حاج آقا طاهری امام جماعت مسجد پشت بلندگو میگفت:این فیس بوک ساخت شیطان است و میخواهد جوانان مارا از راه بدر کند . خدارا شکر میکنیم که حاج آقا طاهری که خودشان هم عضو فیسبوک هستند سنشان زیاد است وگرنه ایشان هم از راه بدر میشدند . ما خودمان یکبار از ایشان پرسیدیم که چرا خودتان عضو فیس بوکید ؟ایشان فرمودند: برای تحقیق وبررسیه مکر دشمنان در آنجا عضو شده ایم . گفتیم :چرا فقط با دخترهای ... دوست میشوید و پنج برعکس برایشان میفرستید؟ ایشان گفتند: میخواهیم براه راست هدایتشان کنیم و منظورمان امر به معروف است دوباره پرسیدیم ؟پس چرا اسمتان را گذاشته اید پسر بلا؟ ایشان اخم کردند و گفتند:شما اصلاً مارا چجوری در فیسبوک شناختید؟ گفتیم ،خوب آخر عکستان را دیدیم که کلّهءخودتان را روی بدن آرنولد چسبانده اید . دیگر نشنیدیم ایشان چه گفتند چون یک چک بما زدند که تا دوساعت گوشمان بوق اشغال میزد . خلاصه ما فیسبوک را دوست میداریم،آنجا اقدس چپول پرمیس جیگر میشود ،ابرام شتر خفه کن پسر آریایی میشود،همه مهربانند و حاج آقا طاهری هم آهنگ رپ میگذارد و گاهی هم حرفهای قشنگ میزندو از چک زدن خبری نیست ،فیسبوک پر است از شریعتی و کورش و این آقاهه که تازه عضوش شده ،استیو جابز .راستی ما نمیدانستیم خارجیها انقدر قشنگ فارسی مینویسند همین آقای جابز یکیش

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]
ذهن انسان احمق مانند مردمک چشم است

هر چه نور بیشتر بتابانی تنگ تر می شود . . .



بعضی آدم‌ها باران را احساس می‌کنند

بقیه فقط خیس می‌شوند . . .

(باب دیلان)

.

صلحی در کار نیست

تا وقتی شاه سیاه در خانه سفید و شاه سفید در خانه سیاه هستند . . .



خواهی نشوی همرنگ ، رسوای جماعت شو . . .

امن‌ترین جای استخر ، قسمت کم عمق آن است

اما نه برای کسی که شیرجه می‌زند . . .



متن و جملات قصار

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد

به من گفت:نرو که بن بسته!

گوش نکردم ، رفتم

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم

پیر شده بودم . . .
[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش
حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

ابن سینا
من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم.
زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!


جورج برنارد شاو
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت،
خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد.


انیشتین
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است.
نه به خاطر مردمان شرور،
بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.


نلسون ماندلا
بگذار عشق خاصیت تو باشد
نه رابطه خاص تو با کسی......

آلبرت انیشتین
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ،
زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند
و همواره هر دو ناامید میشوند.


چارلز استیون هامبی
خود فریبی به این صورت بیان شده است که
انگار روی وزنه‌ای ایستاده‌اید تا خود را وزن کنید،
در حالی که شکم‌تان را تو داده‌اید.


الیزابت استون
بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست. با این تصمیم می‌گذارید که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد.

جی.‌ام. بری
می‌شود از امشب قانون تازه‌ای در زندگی بنا بگذاریم؟
همواره بکوشیم قدری بیش‌تر از نیاز، مهربان‌ باشیم.


الکس تان
شاید چشم‌های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک‌های‌مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف‌تری ببینیم.


انتوان چخوف
دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.


پروفسور حسابی
جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه‌اش خراب می‌شود
و هر کسی بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.


ویل دورانت
هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است، می باشد.


ارد بزرگ
هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ،
شاید امید تنها دارایی او باشد .


افلاطون
من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم.
اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود،
گرایش به خشنود ساختن همگان
[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

 

زیاد نباش...
زیاد خوب نباش..
زیاد دم دست نباش...
زیاد که خوب باشی...زیادی که همیشه باشی...دل آدم ها را می زنی..
آدم ها این روزها ، عجیب به خوبی..به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند...
زیاد که باشی..زیادی می شوی...
زیادی هر چیزی هم آلرژی می دهد...
عجیب...دورمی شوند...
خیلی عجیب...زیادی می شوی!!!!!!!!!

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

1- یاد بگیرید که احساساتتان را تخلیه کنید.

هرگز احساساتتان را سرکوب نکنید و به درون نریزید. اندوه های خود را با آدمی قابل اطمینان مطرح کنید. به خاطر داشته باشید که احساساتی که بیان شده اند دیگر به همان اندازه گذشته ناخوشایند نیستند.

2- از مقایسه خود با دیگران بپرهیزید
 
سعی کنید از مقایسه خود با دیگران و تحسین ارزش های آنها و تحقیر آنچه خود دارید بپرهیزید.

3- با چند نفر که بتوانید روی حمایت عاطفی آنها حساب کنید

گروه کوچکی تشکیل دهیدو میان خود هم فکری و توافق ایجاد کنید. هر گاه از شما خواسته شد، کمک های مشورتی خود را به دیگران ارایه کنید نخستین گام برای این کار آن است که بدون قطع صحبت دیگران، به دقت به آنها گوش دهید.

4- زمانی را برای بازی در نظر بگیرید

به خاطر داشته باشید که بازی فعالیتی است که صرفاً به خاطر حس خوبی که به شما می دهد به آن می پردازید.به خودتان یادآوری کنید که استحقاق صرف وقت برای بازی و تفریح را دارید.

5- لبخند را فراموش نکنید به خصوص به خودتان

به نکات مثبت دنیای اطرافتان نگاه کنید. راحت باشید و گاهی کارهای "غیر عاقلانه" و کاملاً غیر منتظره انجام دهید.

6- آرام باشید

شما می توانید به وسیله کتاب های مختلف، نوار، برنامه ها و کلاس ها و ابزار دیگر آرامش یافتن را بیاموزید. آرامش توان ذهنیتان را بهبود می بخشد. به سلامت جسمیتان کمک می کند و احساسات خوشایند را جایگزین اضطراب و تنش های درونی تان می کند.

7- از حق انسانی خود دفاع کنید

اجازه ندهید دیگران تحقیرتان کنند وقتی آدم ها چنین می کنند معنی اش این است که از شما انتظار بی نقص بودن دارند و اگر شما آنها را سرجایشان بنشانید ممکن است دلخور هم شوند ولی مدنظر داشته باشید که با احترام همواره از حق خود دفاع کنید و هرگز آن را نادیده نگیرید.

8- نه گفتن را بیاموزید

هرچه پاسخ منفی شما به انتظارها و درخواست های نامعقول دیگران برایتان آسان تر شود، احساس عزت نفستان افزایش خواهد یافت. زمانی هم که تقاضای معقول پاسخ مثبت می دهید هم در مورد خودتان و هم در مورد طرف مقابل احساس بهتری خواهید داشت.

9- اگر در محیط کار، جای شایسته ای ندارید، شغلتان را تغییر دهید.

اما ابتدا خوب بیندیشید که آیا واقعاً این کار شماست که آزارنده است یا نگاه مردم نسبت به آن، باعث ایجاد حس حقارت در شما شده است. به جای جنبه های آزاردهنده به چیزهای خوبی که در شغلتان هست هم فکر کنید. به خاطر داشته باشید هر شغلی ممکن است دارای جنبه های نه چندان مطلوب باشد و شما باید در این رابطه کاملاً منطقی عمل کنید.

10- به عضلاتتان ورزش دهید.

به پیاده روی بروید. دوچرخه سواری کنید، اتو مبیلتان را به جای جلوی در خانه، کمی دورتر متوقف کنید. برای تمرین و ورزش حتماً لازم نیست لباس های رنگارنگ تنتان کنید یا عضو یک باشگاه ورزشی شوید. بلکه پیاده روی و ورزش های کم هزینه و بدون هزینه هم وجود دارد که با کمی پیگیری می توانید آنها را کشف کنید.

11- تمرین کنید که مثبت و امید دهنده باشید.

هرگاه واژه ای امیدوارکننده به دیگران اهدا کنید نه تنها احساس بهتری خواهید داشت بلکه شخصیت مثبت خود را نیز قوام بیشتری خواهید بخشید.

12- به جنبه معنوی زندگیتان توجه کنید. آرام باشید.

ساکت نشستن را تمرین کنید. به ندای درونتان گوش کنید. به چیزهایی بیندیشید که صلح، زیبایی و آرامش را به زندگیتان به ارمغان بیاورند. برای یافتن مسیر معنوی خاص خودتان تلاش کنید. 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

سه چیزدر زندگی پایدار نیستند .

 

رویاها- موفقیت ها- شانس

 

 

 

سه چیز در زندگی قابل بر گشت نیستند  

 

زمان –گفتار –موقعیت

 

 

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کند

 

الکل –غرور –عصبانیت

 

 

 

سه چیز انسانها را میسازد

 

 کار سخت-صمیمیت-تعهد

 

 

 

سه چیزدر زندگی بسیار ارزشمند هستند

 

 عشق –اعتماد به نفس –دوستان –

 

 

 

سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند .

ارامش –امید –صداقت

 

به سه چیز هرگز تکیه نکن

 

 غرور –دروغ-عشق

 

 

 

 

خوشبختی زندگی بر سه اصل است .

 

تجربه از دیروز –استفاده از امروز –امید به فردا

 

 

تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

 

حسرت دیروز –اتلاف امروز –ترس ازفردا

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد. 

 زندگی کنید و از حال لذت ببرید.

*************************************

شادترین مردم لزوما بهترین چیزها را ندارند

بلکه از هرچه سر راهشان قرار می گیرد بهترین استفاده را

می کنند

*************************************

وقتی خدا بهت میگه: "باشه"، چیزی رو که میخواهی بهت میده، وقتی میگه "صبر کن"، چیز بهتری بهت میده و وقتی میگه "نه" داره بهترین را برات آماده میکنه!

 *************************************

موفق کسی است که با اجرهایی که به سمتش پرتاب میشود بنایی محکم بسازد

  *************************************

99 درصد نگرانیهای ما مربوط به مسائلی است که هرگز اتفاق نمی افتند،پس شاد باش

   *************************************

اگر میخواهی محال ترین اتفاق دنیا در زندگی ات رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض کن

  *************************************

 

بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است .

متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها

قلب خود را بسوی خدا می گیرد  و می گوید : به تو  توکل میکنم

 *************************************

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد :

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید  

 هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر

نپاید                                          

  *************************************

زندگی را جشن بگیر ، دیروز رفته است  فردا شاید هرگز نباشد

تنها چیزی که داری همین لحظه هاست پس قدر این لحظه ها را بدان

  *************************************

کسی که می بخشد قلب خودش را می شوید و معطر می کند !

   *************************************

عشق آن نیست که دو نفر به هم نگاه کنند عشق ان است که هر دو به یک سو بنگرند

   *************************************

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای

به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای

مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی

که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی . . .

   *************************************

همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر تعلق دارد


شاکی سختی های دنیا نباش شاید تو بهترین

 


 

بازیگرخدایی...

   *************************************

شادی را هدیه کن به کسانی که آن را از تو گرفتند،

عشق بورز به آنها که دلت را شکستند،

دعا کن برای آنها که نفرینت کردند،

درخت باش بر غم تبرها،

بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست...

   *************************************
همیشه در ارتفاعات بالاتر از جو ابری وجود ندارد

پس اگر آسمان دلت ابری شد ، بدان به اندازه کافی اوج

 نگرفته ای

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

یک به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .


دو
با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

سه
همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

چهار
وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .

پنج
وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

شش
قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .

هفت
به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

هشت
هیچ وقت به رویاهای کسی نخندید. مردمی که رویا ندارند هیچ چیز ندارند.

نه
عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

ده
در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

یازده
مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

دوازده
آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

سیزده
وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهیدپاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

چهارده
به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

پانزده
وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .

شانزده
وقتی چیزی را از دست میدهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

هفده
این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

هجده
اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

نوزده
وقتی متوجه می شویدکه که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

بیست
وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

بیست و
یک زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .!

"آنتونی رابینز"

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

  
 رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم،
مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ همینجا میخورمش
***********
رفتم بانک پول بگیرم
کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم....
***********
به یارو راننده میگم..آقا اگه میشه یکم سریعتر..الان هواپیما میپره...
میگه..به سلامتی مسافرین؟....
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده....میرم بدم به رانندش
***********
رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین
یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه
***********
رفتم سم بخرم واسه سوسک
یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!
***********
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر .
میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ فوت کن , قطع کن
***********
زنگ زدم 115،
میگه آمبولانس میخواین قربان؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!
***********
حواسم نبود با صورت رفتم تو در
میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو
***********
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید
میگه پیاده میشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!!
***********
طوطی گرفتم
فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم
***********
داشتم تلویزیون میدیدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!
***********
به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم
میگه نمره میخوای
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

***********
میگم لباسا رو انداختی تو وان بشوری پـَـَـ نــه پـَـَـ میخوام سوراخاش پیدا شه پنچریشونو بگیرم!!!!!!
***********
ساعت 10 شب رسیدم خونه,بابام میگه الان اومدی خونه!!!!
پـَـَـ نــه پـَـَـ دو ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میشه
***********

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٩/٤ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب
0 1 2



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
3 4 چاپ این صفحه 5 6 تماس با ما 7

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ஜ ㋡ ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ㋡ ஜ 1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12

كد موس



کد کج شدن تصاوير