پـــــــــ ـــــ ـرگــــــ ـــــــــــ ـــار
با پرگار چرخی به دور دنیا 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

 

هنگام درس دادن استاد سر کلاس:
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان می‌دهد:
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)

موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش را جمع می‌کند برای مچ‌گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)

وقتی که نمره‌ها اعلام می‌شود‌‌:
͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳٠ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

وزارت ارشاد شعر اتل متل را به دلایل زیر ممنوع کرد:

1- استفاده از کلمات زشت

2- صدور شیر به هندوستان

3- ترویج بد حجابی

شعر اصلاح شده:  اتل متل صلوات... گاو علی زده قاط ...

هم دست داره هم آستین .... شیرشو بردن فلسطین...

بگیر زن مسلمان ... از حزب الله لبنان ...

اسمشو بذار حلیمه ... چون چادرش ضخیمه !   اجماعا صلوات

 

منبع:http://shekarestan.net      

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ ] [ ٧:٠٢ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

بوی نان تازه

روی آوای تو مادر ،

می توانم من بخوابم .

آن صدای گرم و نرمت ،

هست ماه و مهتابم.

روی لبخند تو مادر ،

می توانم گل بکارم.

خنده ات را مثل گلها ،

دوست دارم ، دوست دارم .

دست پر چین و چروکت ،

بوی نان تازه دارد .

دستهایت در نوازش ،

مهر بی اندازه دارد.

می توانم من بنوشم ،

مهربانی را ز چشمت.

می توانم من بفهمم ،

زندگانی را ز چشمنت .

تو قشنگی مادر من ،

مثل آواز قناری !

گرچه خیلی پیری ، اما ،

در محبت نو بهاری .

بهار 1370

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]
داستان


آیا تاکنون درباره هتل هایی شنیده اید که به محل هایی برای تردد ارواح سرگردان مشهور شده اند. خبرگزاری رویترز فهرستی از ۱۰ هتلی را در سراسر جهان ارائه کرده است که چنین شهرتی دارند. البته درج این گزارش به معنی تأیید این ادعاها نیست.


هتل لانگهام در لندن

این هتل ۵ ستاره که در منطقه شیک West End واقع شده، زمانی محل سکونت افراد مشهوری همچون مارک تواین بوده است. اما شهرت اصلی این هتل به دلیل حضور برخی ساکنان غیر عادی آن است که نخستین بار توسط خبرنگاران BBC پس از جنگ جهانی دوم رویت شدند. این خبرنگاران ادعا می کردند که روح ناپلئون و یک شاهزاده آلمانی را در این هتل دیده اند که در اثر سقوط از پنجره طبقه چهارم هتل جان خود را از دست داده بود. گفته می شود اتاق شماره ۳۳۳ این هتل محلی است که ارواح علاقه زیادی به تجمع در آن دارند.

هتل راسل واقع در سیدنی استرالیا


گفته می شود این هتل تاریخی در کنار اسکله Circular واقع در سیدنی محل سکونت روح یک ملوان قدیمی مربوط به صدها سال پیش است. مسافرانی که درون اتاق شماره ۸ این هتل سکونت کرده اند، ماجراهایی از مشاهده این ملوان را در حالی که از پشت پرده ها به آن ها نگاه می کرد و درون راهروها سرگردان بود، تعریف کرده اند. طبق ادعای آنان، ملوان در نهایت درون لایه ای از غبار و مه ناپدید می شد.

هتل دل کورونادو واقع در سان دیه گوی آمریکا

این هتل مجلل نیز که در فضایی به مساحت ۱۱۲ هزار مترمربع در خطوط ساحلی پاسیفیک در سان دیه گوی کالیفرنیا واقع شده است، در مرکز یک پرونده اسرار آمیز قتل قرار دارد. از سال ۱۸۹۲ که جنازه یکی از مهمانان هتل به نام «کیت مورگان» روی پله های هتل یافت شد، ساکنان و مسافران هتل دائم از وجود سروصداهای عجیب و حس مشاهده شبح های مه آلود شکایت می کنند. بازدید کنندگان خرافاتی هتل نیز از اقامت در اتاق مسافر به قتل رسیده پرهیز می کنند.

هتل «فیرمونت بانف» واقع در «بانف اسپرینگز» آلبرتای کانادا

روح ساکن این هتل فوق العاده خوش منظره که در کوهستان «راکی» واقع شده است، یکی از کارمندان سابق هتل است. این پیشخدمت که در سال ۱۹۶۷ پس از بازنشستگی فوت کرد، تاکنون بارها بنا به ادعای مسافران و پرسنل هتل با یونیفرم کامل هتل بر تن مشاهده شده است، گویی قصد کمک به مسافران را دارد. یک عروس جوان نیز که در روز عروسی اش در هتل درگذشت، در محوطه هتل رویت شده است.

هتل «بالیگالی کاسل» در ایرلند شمالی

قلعه «بالیگالی» که در سال ۱۶۵۲ ساخته شده بود، بعدها تبدیل به یک هتل شد و بانوی سابق قلعه ظاهرا  تمایلی به ترک محل سکونت خود نداشته است و با ضربه زدن به در اتاق ها همچنان زمینه رعب و وحشت ساکنان را فراهم می کند. وی پس از این که همسرش درون اتاق حبسش کرده بود تا از گرسنگی بمیرد، در اثر سقوط از پنجره اتاق جان خود را از دست داد.

هتل «هالیوود روزولت» واقع در آمریکا

در شماری از اتاق های این هتل که محل برگزاری اولین دور رقابت های Academy awards در سال ۱۹۲۹ بود، اثر دست برخی از ستارگان هالیوود درون سیمان وجود دارد. اما ارتباط این هتل با ستارگان هالیوود به همین جا ختم نمی شود و برخی مسافران ادعا کرده اند که روح افرادی چون مریلین مونرو را که از جمله ساکنان دائمی و مشهور هتل بود، مشاهده کرده اند.

هتل ال کانونتو واقع در پورتوریکو

این ساختمان که زمانی محل سکونت بیوه یک سرباز دوران جنگ بود، در دهه ۱۹۶۰ به یک هتل تبدیل شد. مسافران شنیدن صداهای عجیب و غریب را در این هتل گزارش کرده اند ، برخی نیز می گویند اگر شب ها دیر بخوابند، توسط روح بیوه ای که در گذشته ساکن ساختمان بوده است، بیدار می شوند!

هتل بورچیانتی واقع در فلورانس ایتالیا

این هتل که پاتوق هنرمندان، موسیقی دانان و سیاستمداران در اواسط قرن بیستم بوده است، درگیر شایعاتی مبنی بر مشاهده ارواح مانند شبح کودکی که در راهروها بالا و پایین می پرد و یا زنی اسرارآمیز که در حالت نشسته روی یک صندلی دائم بافتنی می بافد، است. حتی برخی مسافران ادعا کرده اند که در مقاطعی یک نفس سرد را در کنار خود حس کرده اند.

هتل استانلی در کلرادوی آمریکا

این هتل که در سال ۱۹۰۹ افتتاح شد، چشم اندازی بسیار زیبا از کوهستان «راکی» برای ساکنان خود ارائه می کند. این هتل بیشتر به دلیل این که محل فیلم برداری شماری از فیلم های ترسناک کلاسیک بوده است، شهرت دارد. استفان کینگ، نیز درباره این هتل رمانی دارد با این مضمون که در زمان اقامت درون آن، چمدانش به نحو مرموزی ظرف چند دقیقه پس از ترک اتاق، باز و تمام وسایل آن چیده شد. ساکنان هتل همچنین ادعا کرده اند که هنگام شب صدای کودکانی را حین بازی می شنوند و گفته می شود که شبح زنی که درون زیرزمین از سرما یخ زد، در راهروها دیده می شود.

هتل، «گراند هیات» واقع در تایپه تایوان

این هتل مجلل که در مرکز منطقه خرید و تجاری تایپه واقع شده است، به دلیل ارواح  محلی اش شهرت دارد. طبق برخی شایعات این هتل در محل سابق یک زندان سیاسی زمان جنگ ساخته شده است، جایی که بسیاری از زندانیان اعدام شدند و اکنون ادعا می شود که ارواح آنان از آن زمان درون هتل در تردد هستند.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ ] [ ٦:۳٤ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

مجتبی 
زارعی

آیا میدانستید که یک نوع موش هست که قلبش در یک دقیقه بین هزار و دویست تا هزار وپانصد مرتبه می تپد و بدین ترتیب رکورد ضربان قلب را در بین موجودات زنده را داراست؟

آیا میدانستید که مغز بیشترین انرژی را در بدن مصرف میکند و بدین دلیل است که گرمتراز سایر نقاط بدن میباشد؟

آیا میدانستید کانال سوئس در سال ۱۸۶۹ میلادی ساخته شده است و طول آن به ۱۶۲ کلیومترمیرسد؟

آیا میدانستید که در فصل تابستان در کشورهای اسکاندیناوی چون سوئد و نروژ فقط یکساعت خورشید غروب میکند و حتی در بعضی نقاط حتی یک ساعت هم غروب نمیکند؟

آیا میدانستید ده کشور پهناور جهان بترتیب از این قرار میباشد : روسیه، کانادا، چین، آمریکا، برزیل، استرالیا، هند، آرژانتین، قزاقستان، سودان؟

آیا میدانستید که داغ ترین نقطه کره زمین در دالول اتیوپی استددر این منطقه در یک روز عادی دمای هوا درسایه به ۹۴ درجه فارنهایت میرسد؟

آیا میدانستید که قد انسان تا ۲۰ الی ۲۵ و گاها" تا ۴۰ سالگی بلند میشود و از چهلسالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش میلی متر کوتاه میشود؟

آیا میدانستید سریعترین هواپیمای مسافربری، هواپیماهای کنکورد میباشد که با سرعتیمعادل ۲۲۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز میکنند؟

آیا میدانستید که بزرگترین تخم، متعلق به پرنده ای به نام «کیوی» است که در استرالیا زندگی می کند.  در مقـــــــایسه با اندازه بـــــــدن، جثه کیوی، تقریبا" به اندازه یک مرغ است، اما تخمی که می گذارد، یک چهارم بدنش وزن دارد؟

آیا میدانستید که مردها از 100 هزار سال پیش شروع به اصلاح کردن صورتهای خود کرده اند، آنها به کمک گوش ماهی و صدفها این کار را انجام میدادند؟

آیا میدانستید مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند؟

آیا میدانستید که خواب کمتر از 6 ساعت و بیشتر از 8 ساعت، خطر ابتلا به دیابت را افزایش میدهد؟

آیا میدانستید که نوعی کوسه دارای 3500 دندان می بـــاشد که از هیچ یک از آنها  استفاده نمیکند؟

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ ] [ ٦:٢٩ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود باسرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان ازبین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخوردکرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دیدکه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و اورا سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند. پسرک گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبورمی کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم". مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادرپسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد. در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوندبرای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبورمی شود پاره آجربه سمت ما پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

  مشـــغول رانندگی تو جاده ام
از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه !
خیلی آدمای با محبتی هستــن !
چطوری از این فاصله منو شــــناختن !؟
یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد!
با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده !!
چراغ میزنم و با حرکت دست به ابراز علاقه شون جـــواب میدم !
دفترچه و خودکار تو دستشه ؛
میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد !
اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

 

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش

پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش

وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت

ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت

مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری

تـــو کــه هر روز به صحرا میری

وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم

ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم

پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم

ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم

تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی

نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی

تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت

پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت

هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تو را

یک جو از عقل به سر نیست تو را

به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی

بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی

بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری

بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری

بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری

بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری

یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار

تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار

بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس

بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس

جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا

روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا

بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری

بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری

وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده

بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه

می بــری مـــاده خــرت را حجله

بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله

بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت

پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت

تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود

موسم عــقــد تــو بــر پا نشود

پــس از امــروز بــرو بر سرکار

تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

 

پدری با پسرش گفت به خشم                  که تو آدم نشوی  خاک به سر

گر کسان جامه  ی شر و خیرند                    از سر و پای تو بارد همه شر

حیف ازان عمرکه ای بی سروپا             در پی تربیت کردم سر

دل فرزند از این حرف شکست               بی خبر روز دگر کرد سفر

رفت از ان شهر به شهری که شود          فارغ از سرزنش تلخ پدر

رفت از پیش پدر تا که کند                     بهر خود فکر دگر کار دگر

عاقبت منصب والایی یافت                    حاکم شهر شد و صاحب رز

چند روزی بگذشت و پس از ان              امر فرمود به احظار پدر

تا ببیند پدر ان جاه وجلال                       شرمساری برد از طعنه مگر

پدرش امد از راه دراز                           نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خود خواهی وکبر               به سراپای وی افکند نظر

گفت ای پیر شناسی تو مرا؟                    گفت کی میروی ازیاد پدر؟

گفت گفتی که من ادم نشوم                      حالیا حشمت و جاهم بنگر

پیر خندید و سرش داد تکان                این سخن گفت و برون شد از در

من نگفتم که تو حاکم نشوی                  گفتم آدم نشوی جان پدر

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

قبولی در دانشگاه:نتیجه‌ای است که در کمال عدالت و انصاف، هیچ ربطی به رتبه‌ی کسب کرده‌تان ندارد


بیمه‌ی عمر:قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود

سریال:فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد

تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است


مترو:سونای بخار متحرک

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود


آثار باستانی: خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند


خودپرداز:دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد ۹۹٫۹۹ درصد خراب است


اداره:محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید


مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند

گارانتی:یک اسم زیبا و خوش تلفظ

تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی

شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند



شناسنامه یا کارت ملی:دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است
بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است


ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا


از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم:تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم


سطل آشغال:وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند

حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و …):نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید

نکته : این مطلب فقط جنبه طنز دارد و قصد توهین به شخص یا اشخاصی را ندارد.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

 

1- با خدا ارتباط برقرار کنید. به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است ، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی نیازمند است.

2- از آنچه هستید راضی باشید. هر کدام از ما انسانها در این دنیا مأموریت خاصی داریم که با کمک دیگران ومهرورزی یه آنان باعث تکامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است.

3- مثبت فکر کنید. یاد بگیرید که احساساتتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. ذهن مثبت اوضاع مثبت را به خود جلب می کند. به خاطر داشته باشید که عالم به نیات ما پاسخ می دهد.

4- بر آرامش درونی تمرکز کنید. در دل توفان هم آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانی از روز چه اتفاقی می افتد فقط باید به خلوتگاه درون خویش یرگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم.

5- قضاوت خود را به تأخیر بیندازید.

6- صفت های مثبت خود را افزایش دهید.

7- به دستورات اخلاقی احترام بگذارید. از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید.

8- حس ها را از یکدیگر جدا کنید. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید.

9- دید جدیدی پیدا کنید. اگر به هر مسأله ای از زاویه درست نگاه کنید در آن چیزهایی باشکوه و زیبا خواهید دید.

10- وسایل و لباسهای اضافی تان را به دیگران ببخشید. زیرا هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل می شود. پس مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

ما همه با یک نیروی بی پایان زندگی می کنیم . و آن نیروی جاذبه است.  

راز قانون جاذبه

تمام چیزهایی که وارد زندگی شما می شوند با قانون جاذبه وارد شده اند . تمام چیزهایی که شما در ذهن دارید به طرف خود جذب می کنید . افکار تبدیل به ا جسام می شوند . شما باید مشخص کنید چه چیزی را می خواهید ، به آن فکر کنید و بار ها ، بارها آن را در ذهن خود مرور کنید ، چیزی را که فکر می کنید به طرف خود جذب می کنید .این برای هر کسی رخ می دهد اما افراد به چیزی فکر می کنند که نمی خواهند . قانون جاذبه هر چیزی را جذب می کند ، چیزی را که نمی خواهید و چیزی را که می خواهید .نباید رو چیزی که نمی خواهید تمرکز کنید زیرا قانون جاذبه آن را جذب می کند . تمرکز فکری را باید از روی چیزهایی که نمی خواهید به روی چیزهایی که می خواهید ،تغییر دهید . کسی که بیشتر از بیماری حرف می زند همیشه بیمار است و کسی که بیشتر از ثروت حرف می زند ، ثروتمند است . یک فکر مثبت صدها بار قوی تر از یک فکر منفی است . افکار را به دقت انتخاب کنید . مجسمه ای که از خود ساخته اید ، خودتان خواسته اید . تمام اتفاقاتی که برایتان رخ می دهد ، خودتان خواسته اید . باید مراقب افکارتان باشید .احساس به شما کمک می کند که به چه چیزی فکر کنید و چه چیزی را جذب کنید . احساس یا خوب یا بد . باید جهت گیری به سمت احساس خوب باشد .


[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

با توجه به اینکه کنترل (( کلام )) ، آسان تر از کنترل (( احساس ها )) و (( اندیشه ها )) ست ، بنا براین ساده ترین راه برای شاداب ساختن خویشتن ، کنترل بیان و استفاده از کلمه های مثبت و شادی بخش است که قادرند تاثیر عمیقی بر افکار ، و احساس های ما به جای گذاشته و ما را مستعد احساس های شاد و افکار مثبت نماید.

 

بگوییم  : شاد و پر انرژی باشید.                                                     

 نگوییم  : خسته نباشید.

بگوییم :  عالی هستی.

نگوییم :  خوب هستی.

بگوییم : هدیه برای شما.

نگوییم : قابل ندارد.

بگوییم :  آرام باش.

نگوییم :  داد نزن.

بگوییم :  ثروت کمی دارم.

نگوییم :  فقیر هستم.

بگوییم :  آسان نیست.

نگوییم :  دشوار است.

بگوییم :  قشنگ نیست.

نگوییم :   زشت است.                           

بگوییم :  خدا سلامتی بده!

نگوییم :  خدا بد نده!

بگوییم : خوب هستم.

نگوییم :  بد نیستم.

بگوییم :  مناسب من نیست.

نگوییم :  به درد من نمی خورد.

بگوییم : مسأله دارم ( سرم شلوغ است ).

نگوییم : مشکل دارم.

بگوییم :  این کار را بعدا انجام میدهم.

نگوییم :  دچار یأس شده ام.  

بگوییم : با تجربه شده.

نگوییم :  شکست خورده.

بگوییم :  من به اهدافم خواهم رسید.

نگوییم :  من نمی توانم به اهدافم برسم.

بگوییم :   با این کار چه لذتی می بری؟

نگوییم :   چرا اذیت می کنی؟

بگوییم :  مسأله را خودم حل می کنم.

نگوییم :  مسأله به تو ربطی ندارد.

بگوییم : راست می گی؟

نگوییم :  دروغ نگو. 

بگوییم :  طول می کشد تا یاد بگیری.

نگوییم :  هیچ وقت چیزی یاد نمی گیری.

بگوییم :  دوست ندارم.

نگوییم :  متنفرم.

بگوییم :  من انتخاب می کنم.

نگوییم :  من نمی توانم.

بگوییم :  صد در صد خواهد شد.

نگوییم :  ای کاش می شد.

بگوییم :  من سالم و با نشاط هستم.

نگوییم :  من مریض و غمگین نیستم.

بگوییم :  بفرمایید.

نگوییم :  در خدمت هستم.

بگوییم :  فرزندم خیلی پر تحرک است.

نگوییم :  فرزندم خیلی شیطان است.

بگوییم :  انشاءا... حتما موفق می شوی.

نگوییم : انشاءا... موفق می شوی.

بگوییم :  به امید هفتادمین سالگرد ازدواجتان.

نگوییم :  انشاءا... به پای هم پیر شوید.

بگوییم :  خیلی راحت نبود.

نگوییم :  جانم به لبم رسید.

بگوییم :  مگر مسأله ای داری؟

نگوییم :  مگر مریضی؟

بگوییم : رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نریزد.

نگوییم : لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد.

بگوییم :  شما را در شادی ها می بینم.

نگوییم :  غم آخرتان باشد.

بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید، متشکرم.                                                     نگوییم : ببخشید که مزاحمتون شدم.

 

بگوییم : در فرصت مناسب در خدمت شما خواهم بود.

نگوییم : گرفتارم.

به امید موفقیت و شاد زیستن در تمام زندگی برای شما دوستان عزیز.

 

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است.
چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد؛
و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند
باید که به سخن دانندگان راه جست
و باید جهان را کاوش نمود
و از هر کسی دانشی آموخت
و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۸ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]
 
روزی فردی جوان هنگام عبور از بیابان، به چشمه آب زلالی رسید.

آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش را پر از آب کرد تا بتواند مقداری از آن آب را برای استادش که پیر قبیله بود ببرد. مرد جوان پس از مسافرت چهار روزه اش، آب را به پیرمرد تقدیم کرد.

پیرمرد، مقدار زیادی از آب را لاجرعه سر کشید و لبخند گرمی نثار مرد جوان کرد و از او بابت آن آب زلال بسیار قدردانی کرد. مرد جوان با دلی لبریز از شادی به روستای خود بازگشت.

اندکی بعد، استاد به یکی دیگر از شاگردانش اجازه داد تا از آن آب بچشد.

شاگرد آب را از دهانش بیرون پاشید و گفت: آب بسیار بد مزه است.

ظاهرا آب به علت ماندن در سطل چرمی، طعم بد چرم گرفته بود. شاگرد با اعتراض از استاد پرسید:

آب گندیده بود. چطور وانمود کردید که گوارا است؟

استاد در جواب گفت:

تو آب را چشیدی و من خود هدیه را چشیدم. این آب فقط حامل مهربانی سرشار از عشق بود و هیچ چیز
نمی تواند گواراتر از این باشد.

 

[ ۱۳٩٠/۱٠/۸ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]
داستان

چهار شمع به آرامی می سوختند.

محیط پیرامون آنها آنقدر آرام بود که صدای آنها شنیده می شد.

شمع اول گفت :

من صلح نام دارم

! بنابراین هیچ کس نمیتواند مرا روشن نگه دارد و یقین دارم که

بزودی خاموش خواهم شد .

پس شعله ی آن به سرعت کم شد و سپس خاموش شد.

شمع دوم گفت :

من ایمان نام دارم و احساس میکنم که کسی وجود مرا ضروری نمی داند و لازم نیست

بیشتر شعله ور بمانم.

وقتی سخنش به پایان رسید ، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد

نوبت به شمع سوم رسید . او با ناراحتی گفت :

نام من عشق است .من دیگر قدرت روشن ماندن ندارم چون همه مرا کنار گذاشته اند و اهمیت مرا درک نمی کنند.مردم حتی عشق ورزیدن به نزدیکانشان را نیز فراموش

کرده اند.

طولی نکشید که او هم خاموش شد.

ناگهان پسرکی وارد اتاق شد و دید که از ۴ شمع ۳ تا خاموش شدند.

پسرک به آن ۳ شمع خاموش گفت:

شما ها چرا خاموشید؟

مگر قرار نبود تا وقتی که تمام می شوید روشن بمانید؟

و سپس شروع به گریه کرد

ناگهان شمع چهارم که هنوز روشن بود به حرف آمد و گفت:

نگران نباش تا زمانی که من هستم میتوانی به وسیله ی من آن ۳ شمع خاموش را روشن کنی

نام من امید است.

[ ۱۳٩٠/۱٠/۸ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

آدمی :

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین …..!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز ازخداوند نباید ازکسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛


مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود
[ ۱۳٩٠/۱٠/٦ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]

داستان
 

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 (تلاش سخت) Hard work

 H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*

(دانش) Knowledge

K+N+O+W+L+E+ D+G+E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96% 

*

(عشق) Love

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

*

خیلی از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟!!!

پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟

(پول) Money

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

*

(رهبری) Leadership

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

*

پس برای رسیدن به اوج چه کنیم؟ 

(نگرش) Attitude 

1+20+20+9+20+ 21+4+5=100% 

*

اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.

نگرش همه چیز را عوض میکند، نگرشت را عوض کن همه چیز عوض میشود...

[ ۱۳٩٠/۱٠/٥ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ من و پرگار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب
0 1 2



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
3 4 چاپ این صفحه 5 6 تماس با ما 7

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ஜ ㋡ ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ㋡ ஜ 1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12

كد موس



کد کج شدن تصاوير